محتاط
#۱۸۰٬۸۵۲
gingerly
محتاط، با کمرویى
chary
عزیز، محبوب، با احتیاط و دقیق، محتاط، کمرو
demure
متین، موقر، محتاط، جدى، سنگین
indrawn
جذب کرده، تو کشیده، بداخل کشیده، جذب شده به درون، محتاط، منزوى
prudent
(prudential =) ـ محتاط، از روى احتیاط
cautious
هوشیار، محتاط، مواظب
forehanded
پس انداز کن، چیزدار، محتاط، دوراندیش، بموقع
considerate
با ملاحظه، بافکر، محتاط
self contained
خوددار، تودار، با حوصله، محتاط، جامع، برون بى نیاز
safe
امن، بى خطر، گاوصندوق، ایمن، سالم، صحیح، اطمینان بخش، صدمه نخورده، محفوظ، گاو صندوق safe selfcontained
careful
با دقت، با احتیاط، مواظب، بیمناک
reserved
پس نهاد، کنار گذاشتن، پس نهاد کردن، نگه داشتن، اختصاص دادن، اندوختن، اندوخته، ذخیره، احتیاط، یدکى، (در مورد انسان) تودار بودن، مدارا، از پیش حفظ کردن، رزرو کردن
discreet
با احتیاط، داراى تمیز و بصیرت، با خرد
provident
(providential =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى
provisional
موقت، موقتى، شرطى، مشروط
conservative
محافظه کار، پیرو سنت قدیم