فرهنگ آریان‌پور

محبوس‌ کردن

#۱۸۰٬۸۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

coop

قفس، مرغدان، آغل گوسفند، زندان، (در قفس) محبوس کردن، (مجازى) درقید گذاشتن

۲

mew

(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى اروپایى، میومیو کردن، صداى گربه، پر ریختن، موى ریختن، عوض شدن، حبس کردن، در اصطبل نگهدارى کردن، (در جمع) اصطبل

۳

shut

(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود

۴

imprison

بزندان افکندن، نگهداشتن