فرهنگ آریانپور
محبوس کردن
#۱۸۰٬۸۴۶
coop
قفس، مرغدان، آغل گوسفند، زندان، (در قفس) محبوس کردن، (مجازى) درقید گذاشتن
mew
(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى اروپایى، میومیو کردن، صداى گربه، پر ریختن، موى ریختن، عوض شدن، حبس کردن، در اصطبل نگهدارى کردن، (در جمع) اصطبل
shut
(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود
imprison
بزندان افکندن، نگهداشتن