فرهنگ آریانپور
مجموعً
#۱۸۰٬۵۱۱
sum
جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن
lump
قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن
tote
بار بردن، حمل و نقل کردن، سوق دادن، جمع کردن، مجموع، برپشت حمل کردن
total
کل، جمع کل، کامل، کلى، تام، مطلق، مجموع، جمع، جمله، سرجمع، حاصل جمع، جمع کردن، سرجمع کردن
ensemble
یکمرتبه، مجموع، اثر کلى، به طور جمعى، دسته جمعى
aggregate
جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن
summation
مجموع یابى، مجموع، جمع زنى، افزایش، جمع، مقامى، خلاصه
altogether
روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً
sum total
جمع کل، سرجمع، مجموع