فرهنگ آریانپور
مجمل
#۱۸۰٬۵۰۸
abstract
چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى
succinct
موجز، کوتاه، مختصر، مجمل، فشرده، چکیده
synopsis
خلاصه، مجمل، اجمال، مختصر
abridgement
کوتاهى، اختصار، خلاصه، مجمل
compendious
ملخص، مجمل، موجز، مختصر و مفید
inconclusive
غیرقاطع، مجمل، ناتمام، بى نتیجه، بى پایان
passing
گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت
recapitulation
تکرار رئوس مطالب، تکرار دوره سیر تکامل، تکرار رشد و نمو، تکرار