فرهنگ آریانپور
مجموع
#۱۸۰٬۵۱۰
sum
جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن
ensemble
یکمرتبه، مجموع، اثر کلى، به طور جمعى، دسته جمعى
aggregate
جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن
all
همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "
amount
سرزدن، بالغ شدن، رسیدن مبلغ، مقدار، میزان
number
کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن
complement
متمم، متمم گرفتن، تعارفات معمولى، (ریاضى) متمم، مکمل، ضمائم، تزیینى، کامل کردن، متمم بودن