فرهنگ آریان‌پور

مجسم‌ کردن (2)

#۱۸۰٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن picture شعر نمایش‌

۲

represent

نشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردن