مجرا
#۱۸۰٬۲۵۴
duct
مجرا، لوله آب، خط سیر، مجراى لنف
vas
(کالبد شکافى، زیست شناسى) رگ، لوله، معبر، مجرا، وعاء
tube
لوله، تونل، مجرا، دودکش، ناى، نى، لوله خمیرریش و غیره، ناودان، لامپ، لاستیک تویى اتومبیل و دوچرخه و غیره، لوله دار کردن، از لوله رد کردن
canal
(chanal =) ـ ترعه، زه آب، مجراى فاضل آب، کاریز، آبراه ترعه زدن، حفرترعه کردن، آبراه ساختن
gully
آبکند، آبگذر، کاریز، مجرا، راه آب، زهکش، دره کوچک، کارد، کندن، درست کردن
vessel
آوند، کشتى، مجرا، رگ، بشقاب، ظرف، هر نوع مجرا یا لوله
cullis
ناودان، مجرا، آبگوشت، شوربا
meatus
(کالبد شکافى) مجرا، راه، روزنه، معبر
runway
باند فرودگاه، مجرا، راهرو، رد پا
strand
کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن
channel
شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال
conduit
مجراى آب، آبگذر، معبر، کانال، مجرا، لوله، مجراى سیم
foramen
(کالبد شکافى) سوراخ، مجرا، روزنه، مخرج، ثقبه
spiracle
سوراخ تنفس، مجرا
aqueduct
کانال یا مجراى آب، قنات
conductress
گذر، مجرا، مجرى