فرهنگ آریان‌پور

مثل‌ کرم حرکت‌ کردن

#۱۷۹٬۹۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

worm

کرم، سوسمار، مار، خزنده، خزیدن، لولیدن، مارپیچ کردن