واژههای فارسی←مثل کردن - تولید -فرهنگ آریانپورمثل کردن - تولید -#۱۷۹٬۹۸۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱spawnتخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردنواژههای نزدیک در الفبامثل غاز یا گردن دراز حمله ور شدن و قدقد کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمثل فرفره چرخیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمثل فرفره صدا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمثل فلانلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمثل فلس ماهی روی هم چیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمثل فلوتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر