فرهنگ آریانپور
متقارن
#۱۷۹٬۳۸۳
polar
قطبى، وابسته به قطب شمال و جنوب، داراى قطب مغناطیسى یا الکتریکى، متقارن، متقابل، متضاد
symmetric
متناسب، برابر، هم اندازه، متقارن، منظم
concurrent
همزمان، در یک وقت واقع شونده، موافق، متقارن، همرو
isochronal
(isochronous =) ـ همزمان، واقع شونده در فواصل منظم و مساوى، متقارن، متوازن
palindrome
از دو سر، یکى، متقارن
isochronous
(isochronal =) ـ همزمان، واقع شونده در فواصل منظم و مساوى، متقارن، متوازن
homolographic
داراى قرینه، متقارن
symmetrization
تقارن، متقارن، هم آراستگى، همسازى symmetrical