فرهنگ آریان‌پور

متقابلا عمل‌ کردن

#۱۷۹٬۳۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

interact

متقابلا اثر کردن، فعل و انفعال داخلى داشتن، متقابلا عمل کردن

۲

reply

پاسخ، جواب، پاسخ دادن، جواب کتبى یا شفاهى، دفاعیه

۳

reciprocate

دادن و گرفتن، تلافى کردن، عمل متقابل کردن، معامله به مثل کردن، جبران کردن