فرهنگ آریان‌پور

متغیر

#۱۷۹٬۲۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

varier

متغیر، تغییرپذیر

۲

unsteady

متغیر، بى ثبات کردن، متزلزل کردن، لرزان، لق

۳

variative

متغیر، تغییرپذیر، قابل تغییر

۴

vicissitudinous

متغیر، تحول پذیر، دگرگون، پر فراز و نشیب

۵

fitful

حمله اى، غشى، متغیر، هوس پرست، دمدمى

۶

shifty

زرنگ، دست و پادار، با ابتکار، با تدبیر، حیله گر، فریب آمیز، متغیر، بى ثبات

۷

diverse

گوناگون، مختلف، متغیر، متمایز

۸

variant

مغایر، گوناگون، مختلف، متغیر، نوع دیگر

۹

variable

متغییر، تغییر پذیر، متغیر، بى قرار، بى ثبات

۱۰

indignant

اوقات تلخ، متغیر، رنجیده، خشمگین، آزرده

۱۱

mercurial

سیمابى، جیوه دار، چالاک، تند، متغیر، متلون

۱۲

uncertain

نامعلوم، مشکوک، مردد، متغیر، دمدمى

۱۳

conversional

تسعیرى، متغیر

۱۴

mobile

متحرک، سیار، قابل حرکت، قابل تحرک، سیال واژه هاى شامل

۱۵

elastic

کشدار، قابل ارتجاع، فنرى، سبک روح، کشسان

۱۶

floating

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float