فرهنگ آریان‌پور

متعهد

#۱۷۹٬۲۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

underwriter

متعهد، بیمه گر، تقبل کننده

۲

obligor

بدهکار، متعهد، مقروض

۳

promiser

قول دهنده، متعهد

۴

promisor

(حقوق) متعهد، وعده دهنده

۵

guarantor

ضامن، ضمانت کننده، کفیل، متعهد

۶

warranter

گواه، شاهد، ضامن، متعهد

۷

undertaker

(undertaking =) ـ کسى که کفن و دفن مرده را بعهده مى گیرد، مقاطعه کارکفن و دفن، متعهد، کسى که طرح یا کارى را به عهده مى گیرد، جواب گو، مسئول، کارگیر

۸

undertaking

(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن

۹

bound

حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف

۱۰

surety

ضامن، پابندان، کفیل، گرو، وثیقه، اطمینان

۱۱

sponsor

ضامن، ملتزم، التزام دهنده، حامى، کفیل، متقبل، ضمانت کردن، مسئولیت را قبول کردن، بانى، بانى چیزى شدن

۱۲

guarantee

ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن