فرهنگ آریان‌پور

متعلقات

#۱۷۹٬۲۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

belongings

دارایى، متعلقات، کسان

۲

purtenance

اندرون، دل و جگر، دل و روده، متعلقات، ضمائم

۳

appurtenant

وابسته، متعلق، (در جمع) متعلقات

۴

appurtenance

جزء، ضمیمه، دستگاه، اسباب، جهاز، حالت ربط و اتصال، متعلقات

۵

paraphernalia

(حقوق، مدنى) اموال شخصى زن، اثاث البیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه

۶

belonging

تعلق داشتن، مال کسى بودن، وابسته بودن

۷

accessories

فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست appurtenances