فرهنگ آریانپور
متعدی
#۱۷۹٬۲۰۷
active
فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر
causative
سبب، سبب شونده، متعدى
transitive
انتقالى، متغیر، (منطق) رابطه مجازى، رابطه غیر مستقیم، (فعل) متعدى، تراگذر، متعدى
neuter
خنثى کردن، اخته کردن، وابسته به جنس خنثى، خنثى، بى طرف، بى غرض، اسم یا صفتى که نه مذکر و نه مونث است، خواجه