فرهنگ آریان‌پور

متعدی

#۱۷۹٬۲۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

active

فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر

۲

causative

سبب، سبب شونده، متعدى

۳

transitive

انتقالى، متغیر، (منطق) رابطه مجازى، رابطه غیر مستقیم، (فعل) متعدى، تراگذر، متعدى

۴

neuter

خنثى کردن، اخته کردن، وابسته به جنس خنثى، خنثى، بى طرف، بى غرض، اسم یا صفتى که نه مذکر و نه مونث است، خواجه