فرهنگ آریان‌پور

متعدد

#۱۷۹٬۲۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

umpteen

(umpteenth =) ـ بى حد و حصر، معتنى به، متعدد، وافر، بیشمار

۲

manifold

چند تا، چند برابر، بسیار، زیاد، متعدد، گوناگونى، متنوع کردن، چند برابر کردن

۳

multiple

چندین، متعدد، مضاعف، چندلا، گوناگون، مضرب، چند فاز، مضروب، چندگانه، چند برابر

۴

somedeal

تا حدودى، تا اندازه اى، اندکى، نسبتا، متعدد

۵

multiplex

چندتایى، متعدد، مرکب، (در تلفن وتلگراف) چند خبر را همزمان بر روى یک سیم فرستادن، تسهیم کردن، تسهیم

۶

umpteenth

(umpteen =) ـ بى حد و حصر، معتنى به، متعدد، وافر، بیشمار

۷

innumerous

بى شمار، متعدد

۸

multifarious

گوناگون، متعدد، بسیار، داراى انواع مختلف

۹

great

زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى

۱۰

divers

آب باز، غواص diver

۱۱

serial

مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى واژه هاى شامل

۱۲

numerous

بیشمار، بسیار، زیاد، بزرگ، پرجمعیت، کثیر

۱۳

multitude

گروه، گروه بسیار، جمعیت کثیر، بسیارى

۱۴

plenteous

وافر، سرشار، پربار

۱۵

plentiful

وافر، فراوان

۱۶

multitudinous

کثیر، بیشمار، انبوه