متعدد
#۱۷۹٬۲۰۴
umpteen
(umpteenth =) ـ بى حد و حصر، معتنى به، متعدد، وافر، بیشمار
manifold
چند تا، چند برابر، بسیار، زیاد، متعدد، گوناگونى، متنوع کردن، چند برابر کردن
multiple
چندین، متعدد، مضاعف، چندلا، گوناگون، مضرب، چند فاز، مضروب، چندگانه، چند برابر
somedeal
تا حدودى، تا اندازه اى، اندکى، نسبتا، متعدد
multiplex
چندتایى، متعدد، مرکب، (در تلفن وتلگراف) چند خبر را همزمان بر روى یک سیم فرستادن، تسهیم کردن، تسهیم
umpteenth
(umpteen =) ـ بى حد و حصر، معتنى به، متعدد، وافر، بیشمار
innumerous
بى شمار، متعدد
multifarious
گوناگون، متعدد، بسیار، داراى انواع مختلف
great
زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى
divers
آب باز، غواص diver
serial
مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى واژه هاى شامل
numerous
بیشمار، بسیار، زیاد، بزرگ، پرجمعیت، کثیر
multitude
گروه، گروه بسیار، جمعیت کثیر، بسیارى
plenteous
وافر، سرشار، پربار
plentiful
وافر، فراوان
multitudinous
کثیر، بیشمار، انبوه