فرهنگ آریانپور
متصل کردن
#۱۷۹٬۱۰۰
adjoin
پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن
connect
پیوستن، وصل کردن، مربوط کردن، متصل کردن، بستن
bridge
پل، جسر، برآمدگى بینى، (دریانوردى) سکویى درعرشه کشتى که مورد استفاده کاپیتان و افسران قرار مى گیرد، بازى ورق، پل ساختن، اتصال دادن
fasten
بستن، محکم کردن، چسباندن، سفت شدن