فرهنگ آریان‌پور

متصل‌ کردن

#۱۷۹٬۱۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

adjoin

پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن

۲

connect

پیوستن، وصل کردن، مربوط کردن، متصل کردن، بستن

۳

bridge

پل، جسر، برآمدگى بینى، (دریانوردى) سکویى درعرشه کشتى که مورد استفاده کاپیتان و افسران قرار مى گیرد، بازى ورق، پل ساختن، اتصال دادن

۴

fasten

بستن، محکم کردن، چسباندن، سفت شدن