فرهنگ آریان‌پور

متصل بودن

#۱۷۹٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

abut

نزدیک بودن، مماس بودن، مجاور بودن، متصل بودن یا شدن، خوردن

۲

adjoin

پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن

۳

communicate

گفتگو کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسى کردن، مراوده کردن، ارتباط برقرار کردن