فرهنگ آریانپور
متصل
#۱۷۹٬۰۹۳
clung
چسبیده، متصل (شده)
joint
محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک
conjunct
به هم پیوسته، متصل، متحد
connected
بسته، متصل
adjoining
پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن conjoint
contiguous
همجوار، نزدیک، مجاور، پیوسته، متصل، مربوط به هم
immediate
بى درنگ، فورى، بلافاصله، بلا واسطه، پهلویى، آنى، ضرورى، بلافصل