فرهنگ آریان‌پور

متشکله چیزی - اجزاء -

#۱۷۸٬۹۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mechanism

ساختمان، اجزاء متشکله چیزى، اجزاء و عوامل مکانیکى، مکانیزم، ماشین، دستگاه، طرزکار