فرهنگ آریان‌پور

متشکل - دسته -

#۱۷۸٬۹۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن