فرهنگ آریان‌پور

متشکل

#۱۷۸٬۹۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

formant

متشکل، مرکب، مشتق

۲

organized

سازمان یافته، متشکل

۳

figured

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر figure