فرهنگ آریانپور
متزلزل شدن
#۱۷۸٬۹۲۴
waver
متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن
totter
تردید کردن، پس و پیش رفتن، تلو تلو خوردن، متزلزل شدن
shake
(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن