فرهنگ آریان‌پور

متزلزل

#۱۷۸٬۹۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

wavery

متزلزل، مردد، دو دل

۲

wangler

متزلزل، مرتعش

۳

ramshackle

متزلزل، ناپایدار، شل، لکنتى، بدخلق

۴

giddy

گیج، بى فکر، دوار، مبتلا به دوار سر، متزلزل

۵

shaky

لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف

۶

insecure

ناامن، غیر محفوظ، بدون ایمنى، غیر مطمئن، نامعین، غیر قطعى، سست، بى اعتبار، متزلزل

۷

instable

نااستوار، بى استحکام، مست، متزلزل، بى ثبات، بى عزم، متلون، بى اطمینان

۸

unstable

نااستوار، بى ثبات، بى پایه، لرزان، متزلزل، ناپایا، ناپایدار

۹

wonky

بى ثبات، ضعیف، نحیف، لرزان، سست، افتادنى

۱۰

groggy

مست، تلو تلو خورنده، سست

۱۱

infirm

ناتوان، ضعیف، علیل، رنجور، نااستوار

۱۲

palsied

فلج، زمین گیرى، فلج کردن palsy

۱۳

crumbly

خرد شونده، ترد

۱۴

flagging

پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن flag

۱۵

precarious

عاریه اى بسته به میل دیگرى، مشروط بشرایط معینى، مشکوک، مصر، التماس کن، پرمخاطره quaky