متزلزل
#۱۷۸٬۹۲۲
wavery
متزلزل، مردد، دو دل
wangler
متزلزل، مرتعش
ramshackle
متزلزل، ناپایدار، شل، لکنتى، بدخلق
giddy
گیج، بى فکر، دوار، مبتلا به دوار سر، متزلزل
shaky
لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف
insecure
ناامن، غیر محفوظ، بدون ایمنى، غیر مطمئن، نامعین، غیر قطعى، سست، بى اعتبار، متزلزل
instable
نااستوار، بى استحکام، مست، متزلزل، بى ثبات، بى عزم، متلون، بى اطمینان
unstable
نااستوار، بى ثبات، بى پایه، لرزان، متزلزل، ناپایا، ناپایدار
wonky
بى ثبات، ضعیف، نحیف، لرزان، سست، افتادنى
groggy
مست، تلو تلو خورنده، سست
infirm
ناتوان، ضعیف، علیل، رنجور، نااستوار
palsied
فلج، زمین گیرى، فلج کردن palsy
crumbly
خرد شونده، ترد
flagging
پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن flag
precarious
عاریه اى بسته به میل دیگرى، مشروط بشرایط معینى، مشکوک، مصر، التماس کن، پرمخاطره quaky