فرهنگ آریان‌پور

متارکه

#۱۷۸٬۵۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

quit

(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى

۲

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال

۳

desuetude

عدم استعمال، ترک، موقوف شدگى، متارکه، وقفه

۴

separation

جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال

۵

divorce

طلاق، جدایى، (مجازى) فسخ

۶

cessation

ایست، توقف، انقطاع، پایان