فرهنگ آریانپور
متاثر کننده
#۱۷۸٬۵۸۴
moving
جنبنده، متحرک، موثر، تکان دهنده
touching
دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه touch
affecting
اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به