فرهنگ آریانپور
مبهم کردن
#۱۷۸٬۵۵۲
obscure
تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن
haze
مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن
mist
مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن
bedim
تیره کردن، با ابر پوشاندن، ابرى یا مانند ابر کردن
befog
با مه پوشیدن، گیج کردن
becloud
تار کردن، با ابر پوشاندن، تاریک کردن، زیر ابر پنهان کردن
mystify
گیچ کردن، رمزى کردن