فرهنگ آریان‌پور

مبهم شدن

#۱۷۸٬۵۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن

۲

mist

مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن