واژههای فارسی←مبنای چیزی بودنفرهنگ آریانپورمبنای چیزی بودن#۱۷۸٬۵۰۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱underlie(past: underlay ; past participle: underlain) ـ در زیر چیزى لایه قرار دادن، زمینه چیزى بودنواژههای نزدیک در الفبامبنا - خط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبنا - منحنی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبنا - نقطه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبنا قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبنای استدلال قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبنای ثابت بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر