فرهنگ آریان‌پور

مبادله‌ کردن (2)

#۱۷۸٬۱۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

switch

گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض switch بانکداری‌

۲

convert

برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن، به کیش دیگرى آوردن، تازه کیش، تبدیل کردن