فرهنگ آریان‌پور

ماجراجویی

#۱۷۵٬۴۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

adventure

سرگذشت، حادثه، ماجرا، مخاطره، ماجراجویى، تجارت مخاطره آمیز در معرض مخاطره گذاشتن، دستخوش حوادث کردن، با تهور مبادرت کردن، دل بدریا زدن، خود را به مخاطره انداختن

۲

escapade

فرار و اختقا از ترس توقیف، جفتک زنى، (مج) فراراز زندگى دشوار