فرهنگ آریان‌پور

ماجراجو

#۱۷۵٬۴۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

venturer

ماجراجو، متهور، بى باک

۲

pushing

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن push

۳

restless

بى قرار

۴

adventurer

حادثه جو، ماجرا جو، جسور، بى پروا

۵

adventuress

زن حادثه جو، زن مخاطره طلب، زن جسور

۶

swashbuckler

آدم دعوایى و پر هیاهو و غره، داراى زرق و برق

۷

soldier of fortune

سرباز جویاى نام و ثروت