فرهنگ آریان‌پور

ماتریس

#۱۷۵٬۴۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

matrix

ماتریس، زهدان، رحم، بچه دان، موطن، جاى پیدایش

۲

die

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه