فرهنگ آریان‌پور

ماتحت

#۱۷۵٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

rear

پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال

۲

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه behind tush خودمانی‌ arse

۳

buttock

کپل، کفل derriere