فرهنگ آریانپور
لی لی کردن
#۱۷۵٬۱۵۷
hip
کفل، قسمت میان ران و تهیگاه، مفصل ران، جستن، پریدن، لى لى کردن، سهو کردن
hop
رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن
sikt
مسخره، طعنه، کنایه گوشه دار، قطعه خوش مزه، داستان مضحک کاباره ها و نمایش هاى واریته، شوخى طعنه آمیز کردن، لى لى کردن، با جست و خیز رقص کردن
skip
(از روى چیزى) پریدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازى، سفید گذاردن قسمتى از نقاشى، جست و خیز کردن، تپیدن، پرش کردن، رقص کنان حرکت کردن، لى لى کردن، بالا و پایین رفتن، جست، جست زدن، جست بزن