فرهنگ آریان‌پور

لی کردن - لی -

#۱۷۵٬۱۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hip

کفل، قسمت میان ران و تهیگاه، مفصل ران، جستن، پریدن، لى لى کردن، سهو کردن

۲

hop

رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن

۳

sikt

مسخره، طعنه، کنایه گوشه دار، قطعه خوش مزه، داستان مضحک کاباره ها و نمایش هاى واریته، شوخى طعنه آمیز کردن، لى لى کردن، با جست و خیز رقص کردن

۴

skip

(از روى چیزى) پریدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازى، سفید گذاردن قسمتى از نقاشى، جست و خیز کردن، تپیدن، پرش کردن، رقص کنان حرکت کردن، لى لى کردن، بالا و پایین رفتن، جست، جست زدن، جست بزن