فرهنگ آریانپور
لنگیدن
#۱۷۴٬۷۰۱
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند
lag
کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر
halt
ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن
clop
لنگى اسب و غیره، صداى تلق تلق، لنگیدن
limp
عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن
hirple
(اسکاتلند) لنگان لنگان راه رفتن، لنگیدن
stagger
گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن