فرهنگ آریان‌پور

لنگیدن

#۱۷۴٬۷۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند

۲

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر

۳

halt

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن

۴

clop

لنگى اسب و غیره، صداى تلق تلق، لنگیدن

۵

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۶

hirple

(اسکاتلند) لنگان لنگان راه رفتن، لنگیدن

۷

stagger

گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن