فرهنگ آریان‌پور

لنگی

#۱۷۴٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

claudication

لنگى، شلى (shali)

۲

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag lameness

۳

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۴

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند

۵

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن

۶

eccentricity

دورى از مرکز، گریز از مرکز، غرابت، بى قاعدگى