فرهنگ آریانپور
لنگی
#۱۷۴٬۶۹۸
claudication
لنگى، شلى (shali)
lag
کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag lameness
limp
عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند
hitch
پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن
eccentricity
دورى از مرکز، گریز از مرکز، غرابت، بى قاعدگى