فرهنگ آریان‌پور

لنگه

#۱۷۴٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۲

bale

عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن

۳

leaf

برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن

۴

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۵

doublet

کلیجه، نوعى یل یا نیم تنه، لنگه، قرین

۶

pendant

معلق، آویخته، لنگه، قرین، شیب، نامعلوم، بى تکلیف، ضمیمه شده، آویز شده، آویزه

۷

odd

به طور غریب

۸

bundle

بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن

۹

duplicate

دونسخه اى، المثنى نوشتن یا برداشتن، دو نسخه کردن، المثنى، دو نسخه اى، تکرارى، تکثیر کردن