فرهنگ آریانپور
لنگه
#۱۷۴٬۶۹۳
mate
لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن
bale
عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن
leaf
برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن
match
تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت
doublet
کلیجه، نوعى یل یا نیم تنه، لنگه، قرین
pendant
معلق، آویخته، لنگه، قرین، شیب، نامعلوم، بى تکلیف، ضمیمه شده، آویز شده، آویزه
odd
به طور غریب
bundle
بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن
duplicate
دونسخه اى، المثنى نوشتن یا برداشتن، دو نسخه کردن، المثنى، دو نسخه اى، تکرارى، تکثیر کردن