واژههای فارسی←اتش کردنفرهنگ آریانپوراتش کردن#۱٬۷۳۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dischargeتخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بدهواژههای نزدیک در الفبااتش فشانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش فشانی - حالت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش فشانی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش فشانی که گازهای - ناحیه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش فکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش کاذبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر