فرهنگ آریانپور
لف لف خوردن
#۱۷۴٬۲۵۳
champ
میدان جنگ، بیابان، عمل جویدن (اسب)، نشخوار، مخفف champion، قهرمان، مزرعه، جویدن، با صدا جویدن، نشخوار کردن
munch
جویدن، چیزهاى جویدنى، ملچ ملوچ کردن
gobble
حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن