فرهنگ آریان‌پور

لف لف‌ خوردن

#۱۷۴٬۲۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

champ

میدان جنگ، بیابان، عمل جویدن (اسب)، نشخوار، مخفف champion، قهرمان، مزرعه، جویدن، با صدا جویدن، نشخوار کردن

۲

munch

جویدن، چیزهاى جویدنى، ملچ ملوچ کردن

۳

gobble

حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن