فرهنگ آریان‌پور

لطیف

#۱۷۴٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۲

rare

نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته

۳

soft

نرم، لطیف، ملایم، مهربان، نازک، عسلى، نیم بند، سبک، شیرین، گوارا، (در مورد هوا) لطیف واژه هاى شامل

۴

benign

مهربان، ملایم، لطیف، (پزشکى) خوش خیم، بى خطر

۵

gentle

نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن

۶

tenuous

رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء ساختمان‌ یا بافت‌ یا کیفیت‌

۷

gaseous

گازى، بخارى، لطیف، گازدار، دو آتشه

۸

delicate

ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس آب‌ و هوا

۹

gossamer

بند شیطان، لعاب خورشید، لعاب عنکبوت، پارچه بسیار نازک، تنزیب، نازک، لطیف، سبک

۱۰

precieux

(precieuse =) ـ داراى ظرافت زیاد، ظریف، لطیف، نفیس

۱۱

benignant

مهربان، لطیف، خوش خیم، ملایم

۱۲

precieuse

(precieux =) ـ داراى ظرافت زیاد، ظریف، لطیف، نفیس

۱۳

rose water

گلاب، لطافت، لطیف، احساساتى، گلاب زدن

۱۴

clement

بخشاینده، رئوف، رحیم، مهربان، رحمان، ملایم