لطیف
#۱۷۴٬۰۴۲
fine
جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف
rare
نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته
soft
نرم، لطیف، ملایم، مهربان، نازک، عسلى، نیم بند، سبک، شیرین، گوارا، (در مورد هوا) لطیف واژه هاى شامل
benign
مهربان، ملایم، لطیف، (پزشکى) خوش خیم، بى خطر
gentle
نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن
tenuous
رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء ساختمان یا بافت یا کیفیت
gaseous
گازى، بخارى، لطیف، گازدار، دو آتشه
delicate
ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس آب و هوا
gossamer
بند شیطان، لعاب خورشید، لعاب عنکبوت، پارچه بسیار نازک، تنزیب، نازک، لطیف، سبک
precieux
(precieuse =) ـ داراى ظرافت زیاد، ظریف، لطیف، نفیس
benignant
مهربان، لطیف، خوش خیم، ملایم
precieuse
(precieux =) ـ داراى ظرافت زیاد، ظریف، لطیف، نفیس
rose water
گلاب، لطافت، لطیف، احساساتى، گلاب زدن
clement
بخشاینده، رئوف، رحیم، مهربان، رحمان، ملایم