فرهنگ آریان‌پور

لطمه زدن

#۱۷۴٬۰۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

endamage

آسیب رساندن (به)، صدمه زدن (به)، لطمه زدن (به)، خسارت وارد آوردن (به)

۲

mar

آسیب رساندن، زیان رساندن، معیوب کردن، ناقص کردن، بى اندام کردن، صدمه زدن، آسیب

۳

damage

خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب

۴

prejudice

تبعیض، تعصب، غرض، غرض ورزى، قضاوت تبعیض آمیز، خسارت و ضرر، تبعیض کردن، پیش داورى

۵

compromise

تراضى، مصالحه، توافق، مصالحه کردن، تسویه کردن