فرهنگ آریان‌پور

لرزه

#۱۷۳٬۹۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

shiver

لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن

۲

shivery

لرزه، لرزان، مرتعش، شکننده

۳

jar

بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن

۴

quake

لرزیدن، تکان خوردن، لرزش داشتن، بهیجان آمدن، مرتعش شدن، لرزش، لرزه

۵

thrill

هیجان، بهیجان آوردن، به تپش درآوردن، لرز، لرزه

۶

tremor

(tremour =) ـ لرزش، تکان، جنبش، تپش، رعشه، لرزه

۷

fremitus

تپش، لرزه، لرزش

۸

vibration

ارتعاش، نوسان، (vibratility، vibrational) اهتزاز، لرزه، جنبش، تردید

۹

vibratility

(vibrational، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید قابلیت ارتعاش

۱۰

vibrational

(vibratility، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید

۱۱

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۱۲

quiver

ترکش، تیردان، به هدف خوردن، درتیر دان قرار گرفتن، لرزیدن، ارتعاش

۱۳

shakes

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن shake

۱۴

jitters

عصبانیت فوق العاده، از کوره در رفته، وحشت

۱۵

shudder

لرزیدن، مشمئز شدن، ارتعاش