لرزه
#۱۷۳٬۹۲۵
shiver
لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن
shivery
لرزه، لرزان، مرتعش، شکننده
jar
بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن
quake
لرزیدن، تکان خوردن، لرزش داشتن، بهیجان آمدن، مرتعش شدن، لرزش، لرزه
thrill
هیجان، بهیجان آوردن، به تپش درآوردن، لرز، لرزه
tremor
(tremour =) ـ لرزش، تکان، جنبش، تپش، رعشه، لرزه
fremitus
تپش، لرزه، لرزش
vibration
ارتعاش، نوسان، (vibratility، vibrational) اهتزاز، لرزه، جنبش، تردید
vibratility
(vibrational، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید قابلیت ارتعاش
vibrational
(vibratility، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید
shake
(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن
quiver
ترکش، تیردان، به هدف خوردن، درتیر دان قرار گرفتن، لرزیدن، ارتعاش
shakes
(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن shake
jitters
عصبانیت فوق العاده، از کوره در رفته، وحشت
shudder
لرزیدن، مشمئز شدن، ارتعاش