فرهنگ آریان‌پور

لرزنده

#۱۷۳٬۹۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

shaky

لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف

۲

quaker

لرزنده، مرتعش، ملخ، عضو فرقه کویکر

۳

wobbler

لرزنده، لنگ، تلوتلو خور quaky

۴

tremulous

لرزنده، تحریر دار، لرزش دار، مرتعش، بیمناک

۵

shuttle

ماکو، ترنى که فقط در مسیر معینى آمد و رفت کند، لرزنده، رفت و آمدن کردن

۶

vibratile

قابل لرزش و ارتعاش، جنبنده، قابل اهتزاز، مرتعش، مواج، لرزنده

۷

thrilling

هیجان، بهیجان آوردن، به تپش درآوردن، لرز، لرزه