فرهنگ آریان‌پور

لرزش

#۱۷۳٬۹۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

quaver

لرزش و تحریر صدا در آواز، ارتعاش، ارتعاش داشتن

۲

tremulant

لرزش دار، مرتعش، ترسان، لرزش، تحریر

۳

tremblement

لرزش

۴

quake

لرزیدن، تکان خوردن، لرزش داشتن، بهیجان آمدن، مرتعش شدن، لرزش، لرزه

۵

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۶

thirl

سوراخ، حفره، پنجره، لرزش، طنین، سوراخ سوراخ کردن، دریدن، گرفتار کردن، محدود کردن

۷

tremor

(tremour =) ـ لرزش، تکان، جنبش، تپش، رعشه، لرزه

۸

flutter

بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن

۹

frisson

هیجان، لرزش، رعشه

۱۰

tremour

(tremor =) ـ لرزش، تکان، جنبش، تپش، رعشه، لرزه

۱۱

fremitus

تپش، لرزه، لرزش

۱۲

succussion

تکان سخت، لرزش، لرزش مایعات، تشنج

۱۳

palpitation

تپش، لرزش

۱۴

trepidation

بیم و هراس، آشتفگى، لرزش، رعشه، وحشت

۱۵

jar

بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن

۱۶

rock

تکان نوسانى دادن، جنباندن، نوسان کردن، سنگ، تخته سنگ یا صخره، سنگ خاره، صخره، جنبش، تکان واژه هاى شامل

۱۷

quiver

ترکش، تیردان، به هدف خوردن، درتیر دان قرار گرفتن، لرزیدن، ارتعاش