فرهنگ آریان‌پور

لرزانک

#۱۷۳٬۹۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

jell

لرزانک، منجمد کردن، دلمه شدن، سفت کردن، بستن، ماسیدن

۲

jello

(نام تجارتى) ژله، لرزانک، مسقطى

۳

jelly

دلمه، لرزانک، ماده لزج، جسم ژلاتینى

۴

marmalade

مرباى نارنج، مرباى به، لرزانک

۵

gelatin

(gelatine =) ـ دلمه، ژلاتینى، سریشم