فرهنگ آریانپور
لرزان کردن
#۱۷۳٬۸۹۸
shake
(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن
wobble
(در چرخ) لنگ بودن، جنبیدن، تلوتلو خوردن، و ول خوردن، مردد بودن، مثل لرزانک تکان خوردن، لنگى چرخ، لق بودن
unsteady
متغیر، بى ثبات کردن، متزلزل کردن، لرزان، لق