فرهنگ آریان‌پور

لجوجانه

#۱۷۳٬۷۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى splenetic cussedly doggedly

۲

headstrong

خودسر، خود راى، لج باز، خودسرانه، لجاجت آمیز، لجوج obstinately

۳

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى stubbornly