فرهنگ آریانپور
لجوجانه
#۱۷۳٬۷۲۱
intractable
خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى splenetic cussedly doggedly
headstrong
خودسر، خود راى، لج باز، خودسرانه، لجاجت آمیز، لجوج obstinately
precipitate
بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى stubbornly