فرهنگ آریان‌پور

لجوج

#۱۷۳٬۷۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pertinacious

لجوج، خودسر، خیره سر، کله شق، سمج

۲

set

(past: set ; past participle: set) ـ مجموعه، نشاندن، دستگاه، دست، دسته، یکدست (ظروف و غیره)، دوره، جهت، سمت، قرار گرفته، واقع شده، لجوج، دقیق، روشن، مصمم، قرار دادن، گذاردن، نهادن، مرتب کردن، چیدن، کار گذاشتن، سوار کردن، جا انداختن، آغاز کردن، مستقر شدن

۳

dour

سخت، خیره سر، سرسخت، لجوج

۴

stuffy

خفه، دلتنگ کننده، اوقات تلخ، مغرور، محافظه کار، بد اخم، لجوج

۵

waspish

کج خلق، لجوج، زنبور وار، نیش دار

۶

obdurate

سخت دل، بى عاطفه، سرخت، لجوج، سنگدل

۷

stickler

سخت گیر، جدى، لجوج، سمج، خیلى دقیق، مصر، گیج کننده

۸

stubborn

سمج، خودسر، سرسخت، لجوج، خیره سر، کله شق

۹

headstrong

خودسر، خود راى، لج باز، خودسرانه، لجاجت آمیز، لجوج

۱۰

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى

۱۱

irrefragable

غیر قابل انکار و تکذیب، رد نکردنى، سرسخت، خود راى، لجوج، تسلیم نشدنى

۱۲

obstreperous

غوغایى، پرهیاهو، پر سر و صدا، لجوج، دعوایى

۱۳

head strong

خودسر، خود راى، لجباز، لجوج، سرسخت

۱۴

balky

طفره رو، امتناعى

۱۵

cussed

ملعون، منفور، نفرین شده

۱۶

dogged

سگ، سگ نر، میله قلاب دار، گیره، دنبال کردن، مثل سگ دنبال کردن dog